و دریغا بر من
چگونه فراموش می شود سبدها وسفره هایی که
سالهاست نه سیب را می شناسند و نه مهربانی را
و دریغا بر من
چه لال و بی برگ و بار پیر می شوم
در این سوی دیوارهایی که از من
دزدیده اند سیب را
و جانمایه سرودهای جوانی را
و دیگر جوان نمی شوم
نه به وعده این بهاری که آمده است
و نه به وعده آن شکوفه های نو شکسته
برچسب: نویسنده: پرنیا فرهادی تاريخ: چهارشنبه 1 آذر 1402 ساعت: 14:18